عصر ها و تپش
دو جین کار سرم ریخته...
اول باید خورشید را به آسمان سوزن کنم
و بعد منت ماه را بکشم تا به شب برگردد،
سپس بادها را هل بدهم تا دوباره وزیدن بگیرند...
و آنقدر با گلها حرف بزنم تا به یاد آورند روزی زیبا بوده اند...
اول باید خورشید را به آسمان سوزن کنم
و بعد منت ماه را بکشم تا به شب برگردد،
سپس بادها را هل بدهم تا دوباره وزیدن بگیرند...
و آنقدر با گلها حرف بزنم تا به یاد آورند روزی زیبا بوده اند...
بعد از تو
این دنیا
یک دنیا
کار دارد
تا دوباره دنیا شود...
ایلهان_برک
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 15:17 توسط زرر'ین
|