هوشنگ گلشیری
گلشیری خیلی زبان داستانی جالبی داره با ضرباهنگ تند
سبز مثل طوطی سیاه مثل کلاغ قصه مردی ساده به نام حسن آقا که میره از مردی به نام حسین اقا که اشنا هم هست طوطی میخره خب هر بار مشکلی پیش میاد و اونا حرف نمیزنن
البته حسن اقا دوس داره فقط صبحها بهش بگه سلام صبح بخیر حسن اقا اما نمیگن تا تنهاایی اش و با اون طوطی پر کنه البته زن ام داشته بهر حال حسین اقا سر حسن اقا و هر بار کلاه میزاره و اونم هی پرنده های رنگ شده رو جا طوطی میخره اما اخه چه طوری نوکش و شبیه طوطی میکنن ؟حسن اقا هم هی بارها و بارهامیره و یه طوطی جدید میخره و ...
قصه اش اگه بخوای نقدش کنی سادگی حسن اقا حماقتش گریه زاری حسین اقا وح زدن خودش به موش مردگی تنهایی ادمها کلاغ طوطی نمادها قصه همیشگی ادمها
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی ۱۳۹۷ ساعت 15:59 توسط زرر'ین
|