شعر
دنیای ما اندازهی هم نیست
من عاشق بارون و گیتارم
من روزها تا ظهر میخوابم
من هر شبُ تا صبح بیدارم
دنیای ما اندازهی هم نیست
من خیلی وقتا ساکتم، سردم
وقتی که میرم تو خودم شاید
پاییز سال بعد برگردم
دنیای ما اندازهی هم نیست
میبوسمت اما نمیمونم
تو دائم از آینده میپرسی
من حال فردامم نمیدونم
تو فکر یه آغوش محکم باش
آغوش این دیوونه محکم نیست
صد بار گفتم باز یادت رفت
دنیای ما اندازهی هم نیست
رستاک حلاج
-----------------
دنیای ما اندازه هم نیست..
آغوش من دیونه محکم نیست...
صد بار گفتم باز یادت رفت؟
من وقتی که میرم تو خودم
شاید پاییز سال بعد برگردم..
رستاک حلاج
-----------------
دنیای ما اندازه هم نیست..
آغوش من دیونه محکم نیست...
صد بار گفتم باز یادت رفت؟
من وقتی که میرم تو خودم
شاید پاییز سال بعد برگردم..
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲ ساعت 8:55 توسط زرر'ین
|