در حالی انگار توی سینه ام گرد ریخته اند و چشمهایم میسوزد کتاب نامه به پدر آقای فرانتس کافکا را میخوانم این اولین کتابیست از آقای فرانتس میخوانم خیلی جالب است اهل پراگ است پراگ زیبای من از نمایشگاه خرید مش فروشنده آنرا روی کتاب هام گذاشت گفت فقط پنج تومنه بخرش و این کتاب و این نامه واقعا قشنگ نوشته شده بعد داشتم با خودم فکر میکردم کسانی می‌نویسند پیامبران خانه اند باید به دستهایشان بوسه زد با کلامشان معجزه می کنند و دستهایشان عصای موسی است که نیل زندگی انسانها را در هم میشکافاند و به درستی کسانی می‌نویسند پیامبران خانه اند دستهایشان  دستهایشان جادو میکنند دل ادمیزاد را...