با یه برف شگفت انگیز کله صبح غافلگیر شدیم برف حال مو اساسی خوب کرد یه برف شگفت انگیز زیبا فکرش رو بکنید بیست سانت برف اومده کله صبح در و باز کردم و عکس گرفتم به جز یه رد پا هیچی نبود برف داشت ریزه ریزه می‌بارید عینهو قدیما هیشکی تو خیابون نبود ساعت ای شیش و نیم صبح بود چنگ زدم با نوک انگشتام برف خوردم خیلی کم فقط انگار لب زدم  و اینجوری شد که دیگه بیدار موندم چای دم کردم یه چند تا چیز گوش دادم و دارم چارلز بوکوفسکی رو میخونم ساندویچ زامبون اش رو وای این مرد واقعا عالی مینویسه جملات کوتاه ضرب آهنگهای دلنشین هر صفحه اش هیجان زدم میکنه خیلی قشنگه کتاب ردیف درختان پرتقال آن مرد با تفنگ ششلول و عالی عالی کمی تخمه زردآلو شور کرده کنار دستم گذاشتم دیروز شور کردم واقعا کار سختی بود ولی واقعا خوردن اش عالیه در حقیقت معروف به پسته اینجاس  و خونه در سکوت مطلق و از فرصت استفاده کردم و میخونم این کتاب عالیه عالی بخونیدش