سردرهای مسخره
چشمام یهو گرد و قلمبه میشه میگم چی؟ عشق و عاشقی کجا بود مادر جان
در حالی روشو ازم بر میگردونه میگه الکی نگو سر من باز کلاه نزار کاشکی الفبا بلد بودم تا کلکت رو در می آوردم بیخودی هم کلک نزن که انترنت نداری و سرشو میکنه زیر پتو
میگم خب بیا روراست باشیم میگه یعنی راستشو میگی کلک زدی بهم؟ میگم نگفتی جریان عشق و عاشقی چیه؟ میگه :بیخودی سرمو کلاه نزار خودم دیدم اون عکس عشق و عاشقی بالای صفحه رو بعدم حرفهای عجیبی میزنه که من عاشقتم تو هم عاشقم باش و با شعر یه چیزایی میگه چشمام گرد میشه و خندم میگیره میگم اوه اون عکس بالای وبلاگ مه میگه هر چی هست عشق و عاشق یه میگم خب بیا روراست باشیم اره بعضی وقتا سر تو کلاه میزارم اینترنت ندارم چون یهو حجمم خالی میشه میگه خودم میدونم بعضی وقتا خوب بلدی از بازار بازی گربه ای با حال سبک بیاری وزنشم کم باشه تو گوشیت جا بگیره الان یکی سریع بیار کلکم نزن میگم الان بیا ببین دانلود نمیشه سرعت خیلی پایین میگه کلکم که نمیزنی باز؟ بزار الفبا یاد بگیرم همه کلکاتو در میارم میخندم میگم نه مامان جون الان سرعت پایینه همینجور به دایره دانلود نگاه میکنه میگه من صبرم خیلی زیاده منتظر میشم میگم دقت کردی بچه ها صبرشان خیلی زیاده نگام میکنه میگه باز میخوای کلکم بزنی؟ میگم نه مادر جون کلک کجا بود داریم حرف میزنیم میگه آخه قبل نا زیاد کلک زدی خودم میفهمم هی الکی میگی انترنت نداریم انترنت نداریم بعد قیافه اش رو یه جوری میکنه که یعنی خیای دلخور و قهر یه عالمه میخندم میگم واقعا که بر میگرده سمتم با شیطنت میگه از دست خودت واقعا که بزار الفبا یاد بگیرم نیگاش میکنم و میخندم میگه اره بایدم بخندی وقتی دختراتون الفبا بلد نیستن و کلکشون میزنین حال میده میگم نه بابا به حرفهایی میزنی میخندم خیلی باحال بود میگه یعنی خوب حرف میزنم؟ می گم اره باحال حرف میزنی میگه مگه نمیدونی خود تم باحال حرف میزنی از تو یاد گرفتم وقتی مینویسی میخونیشون گوش ام بعضی وقتا میشنوه میگم واقعا؟ میگه اره مگه نمیدونی همش حواست به عشق و عاشقیه باز چشام گرد میشه میگه چرااینجوری نیگام میکنی؟و من فکر میکنم شاید نشستم و حرفامون رو بنویسم میگه لابد به عشق و عاشقی باز داری فکر میکنی؟ اره؟